بسیج دُرّة الصّدف
 
«زنِ بسیجى ، عاشقِ استقلال ملى، غرور ملى و با افتخارات ملى در تأمین منافع ملى ست

بهشتی ! تو لایق بهشتی

 

شهید بهشتی و دانشجویان

شهید ایت الله دکتر بهشتی :

به امریکا بگویید از ملت ما عصبانی باش

واز این عصبانیت بمیر

 

امام سیّد علی:

من خودم یکی از آن کسانی هستم که

تصورم این است که بیشتر ابعاد شخصیت

شهید بهشتی را میدانم اما در عین حال

اگر به من بگویند که شخصیت ایشان را

توصیف کنم یقین دارم که نمی‏توانم توصیف کنم

 

من وقتی در سال 37 به قم رفتم. آقای بهشتی یکی از فضلای معروف قم بودند. یعنی ایشان در آن وقت مدرس سطح بودند و ظاهراً سطوح عالیه را درس میدادند و طلبه‏هائی را میشناختم که به درس شهیدبهشتی می‏رفتند. از جمله بعضی از فرزندان مرحوم داماد هم بودند که در درس مرحوم بهشتی حاضر میشدند و ایشان استادزاده‏های خودش را تربیت می‏کرد. این از لحاظ فقهی که خود این حاکی از این است که شهید بهشتی یک شخصیت بالائی بود.

بعدها هم ما در مسائل و جریانات مختلف و در بحثهائی که در طول دوران مبارزه پیش می‏آمد و هر جا که صحبت به مباحث فقهی کشیده میشد، آثار همان فکر باز و قوی را در شهید بهشتی میدیدیم. ایشان با مسائل کاملاً پخته و آشنا برخورد میکردند.

با اینکه سالها بود که ایشان کارهای تخصصی فقهی مثل یک آدم مشغول به فقه که دائماً کتب فقهی مطالعه می‏کنند نداشتند. بقول ما طلبه‏ها نسبت به فقه تارک بودند، در عین حال همیشه حاذق و مسلط به کلیات مسائل بودند و آن فکر روشن و باز ایشان کار خودش را میکرد و راهگشائی میکرد.

در زمینه فلسفه هم اینجور بود.

ایشان ناگهان درسالهای 38 و39 در قم به این فکر می‏افتد که اگر بخواهیم مبارزه سیاسی کنیم با چه هدفی باید باشد و با چه وسیله‏ای مبارزه صورت بگیرد؟ باید توجه کرد که اصولاً روح کارهای تحقیقاتی شهید بهشتی اینگونه بود. هدف تشکیل یک جامعه آرمانی و ایده‏آل بود، ولی آن جامعه با چه کسی می‏خواهد آنرا اداره کند و بگرداند.

 در این جا بود که شهید بهشتی متوجه نیاز یک نیروی انسانی کارآمد شد. اما اینکه با چه ابزار و هدایتی می‏خواهد حرکت کند، مسلم بود که باهدایت ایدئولوژی اسلامی و در اینجا بود که متوجه افکار اصولی و بنیانی اسلامی شده بود.

تحقیقات ایشان برای این بود که آن تفکر اصولی اسلامی بتواند مبارزه را از آغاز تا پیروزی هدایت کند و بعد از این پیروزی بنای نوین جامعه را پی‏ریزی کند.

* آدمی که مورد اعتماد افراد باشد و مورد مشورت افراد قرار بگیرد و هم اینکه به کارهای جاری بپردازد لازم
است که نیروی فراوانی صرف کند و طبعاً خیلی زود خسته می‏شود. اما شهید بهشتی هیچوقت خسته نمی‏شد.

مرگ حماسی آقای بهشتی مسلماً خسرانی برای عالم اسلام نخواهد بود، چرا که گوهر گرانقدر وجود ایشان در راه اسلام خرج شد و هرگز گم و تلف نشد. اگر بالاتر بگوئیم شخصیت و حیثیت آقای بهشتی در پیشگاه الهی برای انقلاب ما ذخیره شد و ما می‏توانیم برای همیشه بگوییم که چنین فردی داشته‏ایم و انقلاب ما با وجود چنین انسانهایی شکل گرفته است.(منبع: جاودانه تاریخ، ج 1، بخش مصاحبه با رهبر معظم انقلاب، صفحات 30 تا 36) و ص 51، از انتشارات روزنامه جمهوری اسلامی) 




برچسب‌ها: دین و سیاست
نوشته شده در تاریخ پنج شنبه 92/4/6 توسط زینب بانو
طراح قالب : { معبرسایبری فندرسک}